خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز شور عشق اگر گل بر سر دستار می بستمسر شوریده منصور را بر دار می بستم
۲
من آن روزی که در عشق سخن ثابت قدم بودمکمر در خدمت هر نقطه چون پرگار می بستم
۳
زدینداری اسیر صد گره چون سبحه گردیدمرهین یک گره بودم اگر زتار می بستم
۴
تو با اغیار در سیر چمن بودی و من در دلز آه سرد نخل ماتم اغیار می بستم
صفحهٔ ۱ از ۲