شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۴۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه از خامی در آتش ناله و فریاد می کردمازین دولت جدا افتادگان را یاد می کردم
۲
نمی گردید اگر ذوق گرفتاری عنانگیرمز وحشت خون عالم در دل صیاد می کردم
۳
اگر چون خضر این روز سیه را پیش می دیدمسکندر را به آب زندگی ارشاد می کردم
۴
نمی لرزید از باد فنا بر خود چراغ منگر از دلهای روشن همت استمداد می کردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth