شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۴۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نخوردم نیش خاری تا وداع رنگ و بو کردمز شر ایمن شدم تا خیرباد آرزو کردم
۲
برو ای خرقه تقوی هوایی گیر از دوشمکه من دوش و بر خود وقف مینا و سبو کردم
۳
مبادا بخیه هشیاریم بر روی کار افتدگریبان چاکی خمیازه را از می رفو کردم
۴
نمی دانم چه خواهم کرد با دشنام تلخ اوبرآمد خون ز چشمم تا به زهر چشم خو کردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth