خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر میداشتم بال و پری پرواز میکردمدرین بستانسرا دیوان محشر باز میکردم
۲
اگر میبود دامان شب زلفش به دست منحدیث درد بیانجام خود آغاز میکردم
۳
نسیم صبح از نامحرمان بود این گلستان رادر ایامی که من بند قبایش باز میکردم
۴
سپند شوخچشم از دور دستی داشت بر آتشدر آن محفل که من قانون صحبت ساز میکردم
صفحهٔ ۱ از ۳