خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر دل را ز خاشاک علایق پاک می کردمهمان در خانه خود کعبه را ادراک می کردم
۲
بهم پیچیدن طومار هستی بود منظورماگر از آستین دستی برون چون تاک می کردم
۳
گشاد عالمی می بود در دست دعای مناگر صبح بناگوش ترا ادراک می کردم
۴
زبس ذوق شهادت برده بود از سر شعورم راگریبان را خیال حلقه فتراک می کردم
صفحهٔ ۱ از ۲