خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پریشان خاطری آماده از صد رهگذر داردصف آهی چو مژگان متصل پیش نظر دارم
۲
به هر جا جلوه گر گردی نه ای از چشم من غایبکه چشم انتظار از نفش پا در هرگذر دارم
۳
ز شوخی می شود از دیده حیران من غایباگر صد نسخه زان رخسار، چون آیینه بردارم
۴
نفس در سینه برق سبک جولان گره گردداگر بیرون دهم خاری که پنهان در جگر دارم
صفحهٔ ۱ از ۳