شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۵۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دل زخم نمایانی چو پرگار از دو سر دارمکه یک پا در حضر پیوسته یک پا در سفر دارم
۲
نگردد عقده های من چرا هر روز مشکلترکه چون سرو از رعونت دست دایم بر کمر دارم
۳
اثر از گریه مستانه می جویم، زهی غفلتکه چشم شستشوی نامه از دامان تر دارم
۴
زدم تا پشت پا مردانه نعلین تعلق راز هر خاری درین وادی بهاری در نظر دارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth