شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۵۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به قلب عشق می‌تازد دل زاری که من دارمزبان‌بازی به آتش می‌کند خاری که من دارم
۲
که آرد ریشه کفر از دل سنگین من بیرونکه محکم چون سلیمانی است ز ناری که من دارم
۳
ندانم سنگ از دست کدامین طفل بستانمکه دارد در جنون آدینه‌بازاری که من دارم
۴
ز صد دامن گل بی‌خار در چشم بود خوش‌ترز روی نو خط او در جگرخاری که من دارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth