خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر با ماه کنعان در ته یک پیرهن باشمهمان از شرم دوراندیش در بیت الحزن باشم
۲
همان از خار خار شوق بر خاشاک می غلطماگر چون بوی گل با باد در یک پیرهن باشم
۳
ندارد از پریشانی سخن غیر از تهیدستیچرا چون شانه در قید سر زلف سخن باشم
۴
نبیند پیش پای سیر خود در آسمان انجماگر نه از دل بیدار شمع این لگن باشم
صفحهٔ ۱ از ۳