شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۵۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همان بیگانه ام با خلق هر چند آشنا باشمچو نور دیده در یک خانه از مردم جدا باشم
۲
ز گرد سرمه چشم غزالان است خاک منشود بیگانه از عالم به هر کس آشنا باشم
۳
سپهر از کجرویها توتیا کرد استخوانم راچو بارم آرد شد دیگر چرا در آسیا باشم
۴
اگر چه سایه ام منشور دولت در بغل داردبرای استخوان سرگشته دایم چون هما باشم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth