شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۵۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قضا روزی که کرد از چار عنصر خشت بالینمغبارآلود شد آیینه چشم جهانبینم
۲
ز غفلت در بهشت بیخودی بودم، ندانستمکه دارد تلخی تعبیر در پی خواب شیرینم
۳
زمین پست فطرت کیست تا نخجیر من گرددکه گردون سینه کبک است پیش چنگ شاهینم
۴
ز سوز عشق هر مو برتنم شمع می سوزدنه مجنونم که چشم شیر باشد شمع بالینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth