شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۵۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر آن خورشید رو را همسفر خویشتن بینمز زلف شام غربت چهره صبح وطن بینم
۲
ز بس چین جبین باغبان ترسانده چشمم رانمی خواهم که از چاک قفس سوی چمن بینم
۳
دلم از خار خار رشک، خار پیرهن گرددترا با برگ گل گر در ته یک پیرهن بینم
۴
زهر یک قطره اشکم که دارد تکیه بر مژگانزپا افتاده گلگونی به دوش کوهکن بینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth