شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۵۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز تیغش خونبهای دل به صد امید می خواهمچه گستاخم که خون شبنم از خورشید می خواهم
۲
به صد لب چون نخندد بخت بر امید نایابم؟نبات از سرو می جویم، ثمر از بید می خواهم
۳
چو شبنم صاف از قید تعلق کرده ام خود راهمین روی دلی از پرتو خورشید می خواهم
۴
به من تکلیف آب زندگی کردن، بود کشتنترا ای خضر در قید جهان جاوید می خواهم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth