خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل پرخون از آن زلف شکارانداز میخواهمچه گستاخم که خون کبک از شهباز میخواهم
۲
چو شبنم شستهام دست امید از دامن گلشنز خورشید بلنداختر پَرِ پرواز میخواهم
۳
ز گردون بداختر کام جویم، سادهلوحی بینکه من خط نجات از سینهٔ شهباز میخواهم
۴
دماغی از چراغ تنگدستان تیرهتر دارممیی خونگرمتر از شعلهٔ آواز میخواهم
صفحهٔ ۱ از ۲