خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زمین کان نمک گردیده است از شور سودایمبه جای گرد مجنون خیزداز دامان صحرایم
۲
ریاض دردمندی را من آن نخل برومندمکه می ریزد چو اوراق خزان داغ از سراپایم
۳
خلل در لنگر تمکین من طوفان نیندازدز بس از گوهر سنجیده لبریزست دریایم
۴
ندارد نقطه خاک سیه روشندلی چون منفلک واکرده مکتوبی است پیش چشم بینایم
صفحهٔ ۱ از ۳