خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهی از دل، گهی از دیده، گاه از جان ترا جویمنمی دانم ترا ای یار هر جایی کجا جویم
۲
ز شوخی هر نفس در عالم دیگر کنی جولانترا با بی پرو بالی من حیران کجا جویم؟
۳
ندارم همچنان یک جا قرار از بیقراریهااگر چه در حقیقت حاضری هر جا ترا جویم
۴
اگر چه از رگ گردن تویی نزدیکتر با منترا هر لحظه از جایی من سر در هوا جویم
صفحهٔ ۱ از ۴