خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به اشک از اطلس افلاک داغ شام می شویمبه نور دل، سیاهی از رخ ایام می شویم
۲
ز خاموشی بهاری در دل خود چون صدف دارمکه در دریای تلخ از آب شیرین کام می شویم
۳
لباس کعبه شد از داغ عصیان پرده های دلمن از غفلت به ظاهر جامه احرام می شویم
۴
به ابر نو بهاران نسبت من نیست بیناییکه من از گریه مستانه خط جام می شویم
صفحهٔ ۱ از ۳