شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۶۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست در دامن آن زلف معنبر زده امباز بر آتش خود دامن محشر زده ام
۲
شمع بیدار دلان روشنی از من داردآب حیوان به رخ خضر مکرر زده ام
۳
برق عشقم که به بال و پر پرواز بلندقدسیان را سر مقراض به شهپر زده ام
۴
بسته ام از سخن عشق به خاموشی لبمهر از موم به منقار سمندر زده ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth