شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۶۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به فلک از تن خاکی چو مسیحا رفتماز دل خم به پریخانه مینا رفتم
۲
منم آن شبنم افتاده که شد آب دلمتا ز پستی به سوی عالم بالا رفتم
۳
آن حبابم که مکرر به هوای دل خویشسر ز دریا زدم و باز به دریا رفتم
۴
غوطه در کام نهنگ و دهن شیر زدماز سر کوی خرابات به هر جا رفتم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth