خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۶۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برگ عیش خود از آن تازه چمن می خواهمیک گل بوسه از آن کنج دهن می خواهم
۲
طفل گستاخم و کامم به شکر خو کرده استبوسه می خواهم و از کنج دهن می خواهم!
۳
خون من لاله و گل نیست که پامال شودخونبهای خود از آن عهد شکن می خواهم
۴
کربلا گشت زمین یمن از پرتو اواز عقیق لب او خون یمن می خواهم
صفحهٔ ۱ از ۲