شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۶۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از غم زلف تو در دام بلا افتادیمچه هوا در سر ما بود و کجا افتادیم
۲
بوی پیراهن مصریم که از بی قیدیدر گریبان گل و جیب صبا افتادیم
۳
پوست بر پیکر ارباب جنون زندان استسستی ماست که در بند قبا افتادیم
۴
همچنان منتظر سرزنش خار و خسیمگرچه چون آبله در هر ته پا افتادیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth