خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۶۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند در پرده دل باده گلنار زنیمای خوش آن روز که می بر سر بازار زنیم
۲
چه کند با دل دریایی ما عشق مجازچه قدر جوش به یک مشت خس و خار زنیم
۳
نشد از سبحه و زنار گشادی ما رادست چون زلف مگر بر کمر یار زنیم
۴
سایه با شهپر اقبال هما گستاخ استخیز تا دست در آن طره طرار زنیم
صفحهٔ ۱ از ۳