شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۶۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه غوطه ها که درین بحر پر خطر زده امکه سر چو رشته برون از دل گهر زده ام
۲
به تر دماغی من نیست لاله ای امروزکه یک دو جام ز خونابه جگر زده ام
۳
به یاد پنجه خونین دلخراشان استز بیغمی نبود گر گلی به سر زده ام
۴
به مایه داری مژگان خونفشانم نیستچو برق بر رگ هر ابر نیشتر زده ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth