خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به شور عشق و جنون همچو صبح مشهورمشکسته است نمکدان چرخ را شورم
۲
ز جوش سینه من خم به وجد می آیدچکیده کف عشقم، شراب منصورم
۳
به روی گرم غریبی چنان فریفت مراکه دل ز صبح وطن سرد شود چو کافورم
۴
به نکهتی که ازین باغ رزق من کردندچه خانه ها که پر از شهد کرد زنبورم
صفحهٔ ۱ از ۳