خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان که نیل بود مانع رسیدن چشمبه خط رخ تو امان یافت از گزیدن چشم
۲
شب گذشته کجا بوده ای که خوابیده استبساط سبزه خط تو از چریدن چشم
۳
ز دل چو آیینه چینم بساط حیرانینه شبنم که قناعت کنم به دیدن چشم
۴
به آه و ناله محال است مهربان گرددبتی که رام نشد از فسون دمیدن چشم
صفحهٔ ۱ از ۳