خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر آن سرم که وطن در دیار خویش کنمتأملی که ندارم به کار خویش کنم
۲
کنم چو صیقل فولاد، رویی از آهنجلای آینه پر غبار خویش کنم
۳
نهم چو آینه روز شمار را در پیششمار معصیت بی شمار خویش کنم
۴
به گوش تا نرسیده است بانگ طبل رحیلز جای خیزم و سامان کار خویش کنم
صفحهٔ ۱ از ۷