شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۷۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روی سخن ز آینه‌رویان ندیده‌امگاهی ز پشت آینه حرفی شنیده‌ام
۲
در قبضه من است رگ خواب هرچه هستهر کوچه‌ای که هست به عالم دویده‌ام
۳
لب‌تشنهٔ فراقم و آمادهٔ وداعتیر ز شست جسته، کمان کشیده‌ام
۴
از جور روزگار ندارم شکایتیاین گرگ را به قیمت یوسف خریده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth