خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر بر فلک ز همت والا کشیده امتسبیح را ز دست ثریا کشیده ام
۲
هرگز نشد که بر سر حرف آورم ترامن کز دهان غنچه سخن وا کشیده ام
۳
گرکوه بیستون طرف بحث من شده استدر خاک و خون به موی مدارا کشیده ام
۴
نیسان چرا گهر نکند قطره مرا؟کم محنتی ز تلخی دریا کشیده ام؟
صفحهٔ ۱ از ۲