خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با هرکه روی حرف به جز یار داشتمآیینه پیش صورت دیوار داشتم
۲
همچون سرو، برگ بر من آزاده بار بوداز بار اگر چه جان سبکبار داشتم
۳
هموار بود وضع جهان در نظر مراتا روی خود ز خلق به دیوار داشتم
۴
منظور بود کوری اغیار بدگمانچشم عنایتی اگر از یار داشتم
صفحهٔ ۱ از ۳