خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بده می که بر قلب گردون زنیم!ازین شیشه چون رنگ بیرون زنیم
۲
سرانجام چون خشت بالین بودبه خم تکیه همچون فلاطون زنیم
۳
برآییم از کوچه بند رسومقدم در بیابان چو مجنون زنیم
۴
بمالیم در زیر پا حرص راکف خاک بر چشم قارون زنیم
صفحهٔ ۱ از ۴