شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۹۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از عزیزان رفته رفته شد تهی این خاکدانیک تن از آیندگان نگرفت جای رفتگان
۲
عالم از اهل سعادت یک قلم خالی شده استزان همایون طایران مانده است مشتی استخوان
۳
نیست جز سنگ مزار از نامداران بر زمیننقش پایی چند بر جا مانده است از کاروان
۴
زیر گردون راست کیشان را نمی باشد قرارمنزل آسایش تیرست بیرون از کمان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth