خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیچ و تاب عشق را نتوان ز جان برداشتننیست ممکن موج از آب روان برداشتن
۲
چون صدف من هم ز گوهر دامنی می داشتممی توانستم اگر دست از دهان برداشتن
۳
خانه خالی پر و بالی است بهر سالکانتیر را آسان بود دل از کمان برداشتن
۴
هر که از دل بار بردارد، گران بر دوش نیستاز سبوی می گرانی می توان برداشتن
صفحهٔ ۱ از ۳