خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش هر تلخی نریزم آبروی خویشتنمی خورم قند از شکست آرزوی خویشتن
۲
رشته این تنگ چشمان رنج باریک آوردمی کنم از جسم زار خود رفوی خویشتن
۳
می فشارم، گر به حرف شکوه بگشاید دهنچون سبو دستی که دارم بر گلوی خویشتن
۴
در کف آیینه چون سیماب می لرزد به خویش؟آنچنان لرزد دلم بر آبروی خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۴