خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می شود نقل مجالس چون شود شیرین سخنهمچو خون پنهان نمی ماند چو شد رنگین سخن
۲
از تأمل می شود شایسته تحسین سخنپیچ و تاب فکر سازد غنچه را رنگین سخن
۳
هر که را آن غمزه خونریز در دل بگذردتا قیامت می تراود از لبش خونین سخن
۴
سبزه نورس چسان آید برون از زیر سنگ؟از لب لعلش برون آید به آن تمکین سخن
صفحهٔ ۱ از ۳