شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۰۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون قلم آن را که در سر هست سودای سخنسر نمی پیچد به زخم تیغ از پای سخن
۲
از سخن ارض و سما تشریف هستی یافته استهیچ دست از آفرینش نیست بالای سخن
۳
می شود خلخال ساق عرش از هر حلقه اینارسایی نیست در زلف دلارای سخن
۴
از قلم چون دست بردارم، که در هر جلوه ایبیت معموری کند ایجاد ز انشای سخن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth