شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۰۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست رد مشکل بود بر توشه عقبی زدنورنه آسان است پشت پای بر دنیا زدن
۲
از سبکروحی اگر بر دل گذاری بار خلقمی توانی همچو کشتی سینه بر دریا زدن
۳
می کشد سنگ انتقام خویش از آهن دلانشد سر فرهاد شق از تیشه بر خارا زدن
۴
از نصیحت منع کردن نیکخواهان را خطاستاز ادب دورست سوزن بر لب عیسی زدن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth