خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا توان خاموش بودن دم نمی باید زدنعالم آسوده را بر هم نمی باید زدن
۲
می توان تا غوطه در سرچشمه خورشید زدخیمه بر گلزار چون شبنم نمی باید زدن
۳
از دل و دین و خرد یکباره می باید گذشتدر قمار عشق نفس کم نمی باید زدن
۴
پیش اهل حال می باید لب از گفتار بستچون طرف آیینه باشد دم نمی باید زدن
صفحهٔ ۱ از ۳