شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۰۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند حرف آب و نان چون مردم غافل زدن؟تا به کی بر رخنه دیوار زندان گل زدن؟
۲
نیست جز تسلیم لنگر عالم پر شور رادست و پا پوچ است در دریای بی ساحل زدن
۳
از تن خاکی به مردی گرد چون مجنون برآرتا توانی دست خود بر دامن محمل زدن
۴
می شود چون رشته اشک از گره مطلق عنانرشته امید ما را عقده مشکل زدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth