شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۰۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بخیه تا کی بر لباس تن ز آب و نان زدن؟از بصیرت نیست گل بر رخنه زندان زدن
۲
ظلم بر افتادگان شرمندگی می آوردسرکشان سر پیش اندازند در چوگان زدن
۳
جان پاکان در تن خاکی نمی گیرد قراراز گنهکاری است تن در گوشه زندان زدن
۴
گفتگوی پوچ را بی پرده سازد امتحانتخم چوبین زود رسوا گردد از دندان زدن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth