خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۲۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هذا طبیبی، عند الدوآءهذا حبیبی، عند الوء
۲
هذا لباسی، هذا کناسیهذا شرابی، هذا غذایی
۳
هذا انیسی، عندالفراقهذا خلاصی، عند البء
۴
قالوا تسلی، حاشا و کلاقلبی مقیم، وسط الوفء
صفحهٔ ۱ از ۵