شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۰۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش مستان از خرد بیگانه می باید شدنچون به طفلان می رسی دیوانه می باید شدن
۲
مدتی در خواب بی دردی به سر بردی، بس استاین زمان در عاشقی افسانه می باید شدن
۳
هرزه خندی آبروی شیشه را بر خاک ریختباده چون خوردی، لب پیمانه می باید شدن
۴
دامن بخت بلند آسان نمی آید به دستدر زمین خاکساری دانه می باید شدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth