خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از سرانجام سفر غافل نمی باید شدندل نهاد عمر مستعجل نمی باید شدن
۲
در طریق شوق می باید گذشت از برق و بادهمسفر با مردم کاهل نمی باید شدن
۳
عرض ره بر طول افزودن طریق عقل نیستهمچو مستان هر طرف مایل نمی باید شدن
۴
تا به دریا می توان دست و بغل رفتن چو موجخشک بر یک جای چون ساحل نمی باید شدن
صفحهٔ ۱ از ۴