شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۰۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر تو ای سرو روان خواهی هم آغوشم شدناز مروت نیست اول رهزن هوشم شدن
۲
برگ عیش من نخواهد جز کف افسوس بودگر به این شرم و حیا خواهی هم آغوشم شدن
۳
روی گرم عشق خونم را به جوش آورده استکی تواند سرد مهری مانع جوشم شدن؟
۴
اینقدر استادگی ای سنگدل در کار نیستمی تواند جلوه ای غارتگر هوشم شدن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth