شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۱۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی نقاب آن چهره را دیدن نمی آید ز منپنجه خورشید تابیدن نمی آید ز من
۲
می توانم شد سپند آن روی آتشناک راگر به گرد شمع گردیدن نمی آید ز من
۳
از سبک جولانی عمرست بی آرامیمدر گذار سیل خوابیدن نمی آید ز من
۴
گرچه دارد ناخن الماس دست جرأتمسینه موری خراشیدن نمی آید ز من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth