شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۱۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون زند دامان وحشت بر کمر سودای منخاک ساکن پر برون آرد ز نقش پای من
۲
گرم رفتاری چو من دشت جنون هرگز نداشتموی آتش دیده گردد خار زیر پای من
۳
راست می سازد دل شبها نفس موج سرابراحت منزل ندارد شوق بی پروای من
۴
چون فلک باشد مسلسل دور سرگردانیمگردباد انگشت حیرت گشت در صحرای من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth