خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می کند در پرده دل سیر دایم آه منتا کسی واقف نگردد از غم جانکاه من
۲
نیست چون گوهر مرا امروز داغ بی کسیبود از گرد یتیمی خاک بازیگاه من
۳
بسته ام یک روز با سیلاب احرام محیطکی شود زخم زبان خلق خار راه من؟
۴
با لب خاموش از زخم زبان ها فارغمنیست دستی خار را بر دامن کوتاه من
صفحهٔ ۱ از ۲