شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۱۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پای ما تا از گل تعمیر می آید برونجوی خون از پنجه تدبیر می آید برون
۲
نیست مهر مادری در طینت گردون، چراصبح را بی خود ز پستان شیر می آید برون؟
۳
تا کند دیوانه ای را در محبت پایدارخون ز چشم حلقه زنجیر می آید برون
۴
می جهد از سینه پر ناوک من آه گرمزین نیستان عاقبت این شیر می آید برون
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth