خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آه حسرت از دل پیران جهد بی اختیارتیر صائب زین کمان بی زور می آید برون
۲
مو اگر از کاسه فغفور می آید برونباد نخوت از سر مغرور می آید برون
۳
رحم ازین دلهای سنگین هم تراوش می کنداشک اگر از دیده های کور می آید برون
۴
حد شرعی مست بی حد را نمی آرد به هوشدار کی از عهده منصور می آید برون؟
صفحهٔ ۱ از ۳