خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راز عاشق از لب خاموش می آید بروندود زود از آتش خس پوش می آید برون
۲
از رگ ابری پر از گوهر شود چندین صدفیک زبان از عهده صد گوش می آید برون
۳
زان به روی دست جا بخشند مستان جام راکز حریم میکشان خاموش می آید برون
۴
حسن او از خلوت آیینه با آن محرمیاز کمال شرم شبنم پوش می آید برون
صفحهٔ ۱ از ۲