خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۱۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکن آزادگان را جستجو از این و آن پنهانکه باشد از سبکباری پی این کاروان پنهان
۲
ز دشمن روی می کردند پنهان پیش ازین مردمشوند اکنون ز وحشت دوستان از دوستان پنهان
۳
به من در پره حرف سخت می گوید ملامتگرهما را می کند در لقمه نادان استخوان پنهان
۴
ز رنگ چهره رسوا می شود وقت برون رفتنتماشایی کند هر چند گل از باغبان پنهان
صفحهٔ ۱ از ۲